۱۳۸۷ مرداد ۲۸, دوشنبه
نکته هاي طلايي در يادگيري مکالمه زبان انگليسي
گروه دانشگاه-يادگيري مکالمه زبان انگليسي به شکل مطلوب، آرزوي هرفردي است. چه آنها که انگيزه خاصي براي استفاده از اين توانايي دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصيل يا استخدام در يک موسسه خارجي ويا صرفا از روي علاقه و ايجاد ارتباط با جامعه جهاني.همگان بر اين اعتقاد هستند که آموزش هاي زبان در مدارس و دانشگاه هاي ايران کمکي به مکالمه نمي کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر يا ترجمه متون خلاصه مي شود.برخي از خانواده هاي ايراني هم چون به سختي يادگيري زبان در بزرگسالي واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال هاي ابتدايي در کلاس هاي ويژه ثبت نام مي کنند.اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند، هميشه به دنبال يک مرکز معتبر هستند و شايد چندين آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم مي رسانند و وقتي براي تمرين هاي هفتگي و مطالعه قبل از کلاس نمي گذارند، عملا به جايي نمي رسند.برخي نيز که کار و شغل روزمره اجازه حضور در کلاس را نمي دهد، با خريد انواع کتاب ها و نوارها، تصميم مي گيرند که در منزل يا خودرو، شخصا اقدام به يادگيري کنند که چون اجبار و ضرب العجلي برايشان نيست، به مرور از خير اين شيوه مي گذرند و مجموعه اي از کتاب و سي دي و نوار روي دستشان مي ماند.آنچه که در اين مطلب قصد بيان آن را داريم اشاره به نکته هاي کليدي و طلايي در يادگيري مکالمه زبان است که بر اساس تجربه هاي مختلف بدست آمده است.
سه شرط اصلي براي يادگيري مکالمه زبان:
- انگيزه: تصميم خود را بگيريد! به چه منظوري مي خواهيد زبان ياد بگيريد؟ اگر مصمم هستيد، آغاز کنيد وگرنه وقتتان را تلف خواهيد کرد!
- وقت و انرژي: يادگيري زبان يک کار ممتد و وقت گير است و نبايد بين بخش هاي مختلف آن فاصله انداخت، پس دقيقا مشخص کنيد در طول هفته چه زمانهايي را براي يادگيري مکالمه اختصاص مي دهيد.
- محيط مناسب: هنگام يادگيري زبان بايد فضاي مناسب و ساکتي رو در نظر داشته باشيد تا از تمرکز لازم برخوردار شويد.روي مکان هاي شلوغ يا ماشين و غيره زياد حساب نکنيد.
شنوايي مهمترين و بهترين روش
مهمترين و مفيدترين روش يادگيري مکالمه، شنوايي است. هر چه از روش شنوايي بيشتر استفاده کنيد سرعت يادگيريتان بيشتر مي شود. حال چگونه بايد نوار ها را گوش کنيم:- به هيچوجه قبل از آنکه براي چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده ايد، سراغ خواندن متن آن نرويد. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانيد، ممکن است برخي کلمات را غلط تلفظ کنيد و اين اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنيد، بعد متن را بخوانيد.هر درس را حتي تا 100 بارهم بايد گوش کنيم! بله تعجب نکنيد، اگر مايل هستيد اعتماد به نفس لازم در مکالمه را بدست بياوريد، هر درس را آنقدر گوش مي دهيد تا حفظ شويد. مي توان گفت کليدي ترين موضوع در مکالمه همين باشد. شما بايد متن درس ها را حفظ کنيد. بعد با خاموش کردن نوار سعي کنيد مثل گوينده آن متن را تکرار کنيد. بزرگترين لذت شما زماني است که يک پاراگراف طولاني را از بر بگوييد!فقط با استفاده از هدفون نوار گوش کنيم. به دو دليل،اول ينکه توانمنديهاي يادگيري انسان به نسبت 60 و 40 درصد بين بينايي و شنوايي تقسيم مي شود. اگر بخواهيم توان بينايي ما به کمک شنوائيمان بيايد، بايد چشمهايمان را ببنديم،( تصور کنيد در جايي نشسته و با کسي صحبت مي کنيد، همکارتان به شما نزديک مي شود و در گوش شما مطلبي را توضيح مي دهد.. در آن لحظه که داريد به مطلب او گوش مي کنيد، به کجا نگاه مي کنيد؟ با اينکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هيچ جا نگاه نمي کنيد چون تمام هوش و حواس شما به فهميدن حرف هاي او معطوف است!) هدفون نيز نوعي پچ پچ در گوش شماست که باعث مي شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوينده جلب شود.دوم اينکه صدايي که از هدفون در مي آيد به دليل نزديکي به پرده گوش انسان، براي مدتها در محدوده ورودي گوش باقي مي ماند و در يک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار مي شود و شما سود بيشتري از آن مي بريد!اگر سي دي تصويري هم مي بينيد بايد همانند سينما فضا را تاريک کنيد تا هيچ چيز ديگري توجه شما را به هم نزند.در مرحله بعد وقتي با خواندن متن به طور کامل با بحث آشنا شديم، بايد صداي خود را ضبط کنيم. يک نوار خالي آماده کنيد و هر متني را که حفظ کرديد، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنيد. البته در ابتدا اين کار سخت خواهد بود اما اگر بخشي را فراموش کرديد، به جاي مراجعه به کتاب، مجددا آن بخش را گوش کنيد. بعد دوباره صداي خود را ضبط کنيد. تازه وقتي به صداي خود گوش کرديد خواهيد فهميد چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پيشرفت کرده ايد..! فراموش نکنيد براي رسيدن به لهجه مناسب، شما بايد همانند يک مقلد صدا يا يک بازيگر تئاتر، نحوه گويش گوينده را تقليد کنيد. حتي اگر طرف يک پيرزن يا بچه باشد مثل او حرف بزنيد. توجه داشته باشيد، اگر سعي کنيد دقيقا مثل نوار حرف بزنيد، کلمات بيشتري به خاطرتان مي آيد، چون شما دقيقا هماني را مي گوييد که شنيده ايد!!، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنيد، ديگر شنيده هاي شما دردي را دوا نمي کند، چون ذهن شما، آنها را چيز ديگري فرض مي کند.بهترين تمرين گفتار، در مقابل آينه است. در اين روش اعتماد به نفس خود را نيز تقويت مي کنيد.نکته قابل توجه اين که کساني که مرتب به شما توصيه مي کنند، زياد نوار يا راديو گوش دهيد يا فيلم زبان اصلي ببينيد، درست مي گويند، اما اينکار به گفتار شما کمکي نمي کند بلکه تنها فايده اش، آشنايي گوش شما با فرکانس هاس ويژه مکالمه زبان است. حتي اگر معني کلمات را نفهميد، باز هم گوش کنيد.. بعدا که با معاني آشنا شديد، ذهن شما همانند پازل اين کلمات را کنار هم قرار مي دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل مي آورد. تمرين، گرامر، ديکته، حفظ لغت و جمله سازي،همه اين موارد را فراموش کنيد.در مراحل اوليه يادگيري مکالمه، اجبار نداشته باشيد که تمرين حل کنيد، ديکته بنويسيد، گرامر کار کنيد.فقط گوش کنيد، حفظ کنيد و صداي خود را ضبط کنيد.. تا آنجا پيش رويد که از لهجه و سرعت گفتار خود راضي شويد.پرداختن به بحث گرامري، شما را از هدفتان دور مي کند.شما در حين حفظ مطلب، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعايت مي کنيد و اين روش ماندگار تر است تا اينکه با هدف قبلي بخواهيد نکته هاي گرامري را در جملات خود بکار ببريد.به دنبال يادگيري يا حفظ لغات هم نباشيد. با ديکشنري خداحافظي کنيد.! شما فقط جملات يا عبارت ها را ياد مي گيريد نه کلمات. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشيد اگر نتوانيد در جمله بکار ببريد، به چه دردتان مي خورد؟ به ياد داشته باشيد ما نبايد خودمان جمله بسازيم بلکه جملات آماده را حفظ مي کنيم.فراموش نکنيد، شما فقط و فقط جملاتي را مي توانيد در گفتار خود بکار ببريد که قبلا عين آن را خوانده يا شنيده باشيد! در غير اينصورت مثل يک دانش آموز با ادب، بگوييد هنوز نخونديم آقا...! اگر تلاش کنيد که يک جمله جديد بسازيد يعني به طور کلي عکس روش مورد نظر ما عمل مي کنيد. آيا وقتي شما فارسي حرف مي زنيد جمله سازي مي کنيد؟ قطعا جواب منفي است براي اينکه جملاتي که مي خواهيد بگوييد قبلا بارها خوانده ايد يا بگوشتان آشناست.خيالتان راحت باشد، آنقدر جمله هاي متعدد حفظ خواهيد کرد که نياز به جمله سازي پيدا نمي کنيد.مکالمه زبان را وارد زندگي خود کنيديکي از اشتباهات بزرگ شيوه تدريس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن يک نوزاد است. وقتي فرزند شما متولد مي شود اولين کلماتي که با آنها آشنا مي شود، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند، مثل بيا، بشين، دست نزن، جيزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و....اما ما در مدارس با جملات کامل خبري شروع مي کنيم teacher a is He!، stubent a am Iاين موضوع را مي توان بزرگترين نقص نظام آموزش زبان انگليسي در مدارس دانست. تحصيلکردگان دانشگاهي ما هنوز نمي توانند فرق بين get، take و put را بخوبي درک کنند، چون تنها با کاربرد امري اين افعال جايگاه واقعي آنها مشخص مي شود.
چند پيشنهاد:
چند شب پشت سر هم در حاليکه اعضاي خانواده شما متوجه نيستند، ضبط صوت خود را روشن کنيد تا مکالمات عادي افراد داخل منزل( مثلا حين صرف شام) ضبط شود.در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بين اعضاي خانواده را از روي نوار در دفتر خود بنويسيد. چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده ايد، خواهيد ديد که برخي جمله ها تکراري است، انها را حذف کنيد.- به کمک استاد خود يا يک کسي که زبان خوبي دارد، اين جملات را تر جمه کنيد.- جملات را حفظ کنيدهمين...الان شما قادر هستيد با همين جملاتي که حفظ کرديد در منزل انگليسي حرف بزنيد!!! چون گفتار هاي خانوادگي و روزمره ما بسيار محدود و اکثرا تکراري هستند.
از اين شاخه به آن شاخه نپريد، روش هاي گوناگون را امتحان نکنيد، انواع نوارها و کتابها را نخريد.. تنها يک مجموعه کتاب و نوار را تهيه و با همان ها شروع کنيد. برخي يادداشت ها و تذکر هاي ي روزمره خود را انگليسي بنويسيد...تذکرات به خودتان...دوستان يا اعضاي خانواده..قوانين منزل يا محل کار..جملات کوچکي هستند ولي هميشه يادتان مي ماند. ترجمه متون را از طريق يادگيري مکالمه انجام دهيد...مکالمه شما که پيشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق مي شويد.نکته آخر: در جاي جاي محل کار و منزل خود جملات مهم را بنويسيد و نصب کنيد تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد جمله..نه لغت!!!
۱۳۸۷ مرداد ۲۷, یکشنبه
گزارشي درباره چالش هاي موجود بين پدران و مادران ژاپني با آموزش وپرورش ژاپن
با آنكه ژاپن پيرترين جمعيت جهان را دارد، اما يادگيرندگان زبان انگليسي در آن، جوان تر از هميشه اند.امروزه آموزش زبان انگليسي به كودكان خردسال پيش دبستاني، در ژاپن مد روز شده است. پدران و مادران ژاپني كه از روند اصلاحات آموزشي در كشورشان دل خوشي ندارند، كودكان خود را پيش از آنكه راه رفتن ياد بگيرند، به آموختن زبان انگليسي وامي دارند و بدين ترتيب، صنعتي چند ميليون دلاري را كه شامل مواد آموزشي زبان انگليسي و تدريس است، رونق مي دهند.بر اساس گزارش مؤسسه تحقيقاتي يانو، آموزش مكالمه زبان انگليسي به كودكان پيش دبستاني و نوجوانان كوچك تر از پانزده سال در سال ۲۰۰۴ ، ۷۶۸ ميليون دلار درآمد توليد كرده است. پدران و مادران ژاپني در همين سال ۳۸۸ ميليون دلار صرف كتاب هاي آموزش زبان انگليسي، نوارهاي كاست، بازي ها و ساير مواد آموزشي كرده اند. بر اساس آخرين بررسي سازمان «بنس» كه عهده دار مدارس زنجيره اي زبان انگليسي و توليد مواد آموزشي در ژاپن است، ۱۴درصد خانوارهايي كه كودك خردسال پيش دبستاني دارند، كودكان خود را به كلاس هاي انگليسي مي فرستند. ۲۱درصد كودكان پنج ساله ژاپني هم در حال آموختن زبان انگليسي اند. گفتني است اين ميزان در سال ۲۰۰۰ فقط ۶درصد بوده است و در كل كشور فقط ۱۴۰ مدرسه آموزش انگليسي دائر بوده است.از آنجا كه مقام هاي آموزش وپرورش ژاپن و معلمان اين كشور در مقابل درخواست مردم در خصوص افزايش حجم آموزش زبان انگليسي در مدارس ابتدايي و كودكستان ها ايستادگي مي كنند، پدران و مادران ژاپني ناچارند كودكان خود را براي يادگيري زبان انگليسي به كلاس هاي خصوصي بفرستند اما اين كلاس ها نيز كيفيت چنداني ندارند و از حوزه نظارت و كنترل وزارت آموزش وپرورش خارجند.كيت جاكوبن- مدير آموزش كودكستان بين المللي هيرو در منطقه مدرن و پرزرق و برق آزابو در توكيو- مي گويد: پدران و مادران بايد براي نام نويسي فرزندانشان در اين كلاس ها، با احتياط و دقت فراوان عمل كنند. در اين كودكستان كه هميشه حدود ۴۰ كودك يك تا پنج ساله در فهرست انتظار آن قرار دارند، فقط معلمان با تجربه و صلاحيت دار استخدام مي شوند. جاكوبسن در ادامه مي گويد: به راه انداختن چنين كلاس هايي، هم از روي علاقه و هم به خاطر كسب درآمد است. به نظر مي رسد كه بسياري از اين كلاس ها، برنامه مشخصي براي آموزش زبان انگليسي ندارند. با اين حال اطمينان دارم كه منفعت كودكان را در نظر مي گيرند اما برخي ديگر بسيار شبيه مهدكودك اند و جز اسباب بازي هاي گوناگون و سرگرمي ها، چيز ديگري براي عرضه به كودكان ندارند.برخي از پدران و مادران ژاپني، يادگيري زبان انگليسي را براي كودكان خود ضروري مي دانند و معتقدند كه فرزندانشان در صورت دانستن زبان انگليسي در آينده، بخت ورود به دانشگاه هاي معتبر و درجه يك و ورود به حرفه هاي پزشكي، وكالت يا مشاغل سطح بالاي دولتي را خواهند داشت. اما به نظر مي رسد كه افزايش شمار مدارس خصوصي و كلاس هاي آموزش زبان انگليسي بيشتر براي رفع نياز پدران و مادراني است كه سودايي بيش از موفقيت تحصيلي فرزندانشان در سر مي پرورانند.يوكاري توميناگا، زن خانه دار سي و شش ساله ژاپني است كه پسرش ماناتو را به تازگي در كلاس هاي انگليسي كه يكي از همسايه هاي نيوزيلندي آنان به راه انداخته نام نويسي كرده است. او بيم دارد كه چنانچه كودكش آموختن زبان انگليسي را از سن ۱۲سالگي در مدارس دولتي آغازكند، از نظر ذهني و اجتماعي دچار عقب ماندگي شود.او درباره آموزش زبان انگليسي در مدارس مي گويد: ژاپني ها چند سال در مدرسه انگليسي مي خوانند، اما نمي توانند به خوبي به اين زبان صحبت كنند، بنابراين من نمي خواهم وقتي پسرم بزرگ شود، همين مشكل را داشته باشد. پسرم در كلاس انگليسي فقط انگليسي ياد نمي گيرد، بلكه با ساير مردمان و فرهنگ ها هم آشنا مي شود و اين برايش خيلي جالب است. مسلماً من هم دوست دارم پسرم در آينده در يك دانشگاه خوب درس بخواند. اما دانستن زبان انگليسي در بزرگسالي، فرصت هاي زيادي در اختيارش قرار مي دهد. وزارت آموزش وپرورش ژاپن در سال ۲۰۰۲ به مدارس ابتدايي اجازه داد كه در بخشي از كلاس هاي دروس جامع خود، فعاليت هاي آموزشي مبتني بر زبان انگليسي را بگنجاند. اكنون اين برنامه در بيش از نوددرصد از ۲۲۴۸۱ مدرسه ابتدايي ژاپن، اجرا مي شود اما اين برنامه كه فقط شامل ديدارهاي گاهگاهي با انگليسي زبانان است، از نظر بسياري از دانش آموزان ناكافي است.پيشنهاد وزير آموزش وپرورش ژاپن در خصوص اجباري كردن آموزش زبان انگليسي در مدارس ابتدايي، مورد پسند بسياري از مردم قرار گرفت اما آموزگاران و دستگاه اداري آموزش وپرورش، روي خوشي به اين پيشنهاد نشان نداد. بر اساس نظرسنجي هاي دولت ژاپن، در حالي كه بيش از ۷۰درصد پدران و مادران با اين پيشنهاد موافقند، فقط ۳۶درصد معلمان نسبت به آن نظر مساعد دارند.پروفسور كازوكوناكاجيما- استاد آموزش دوزبانه دانشگاه مطالعات خارجي ناگويا- در اين باره مي گويد: دعوت كردن از يك معلم خارجي براي حضور در مدرسه (چند بار در طول سال) كار درستي است اما موجب پيشرفت مهارت هاي زباني شاگردان نمي شود.رشد آموزش زبان انگليسي در كودكستان ها و مراكز پيش دبستاني ژاپن، اين بحث را به ميان آورده كه كودكان خردسال قادرند زبان خارجي را همزمان با مسلط شدن بر زبان مادري شان فرا گيرند.پروفسور ناكاجيما نيز با اين موضوع موافق است، اما مي گويد: ما مي توانيم در سنين خردسالي به كودكان خود انگليسي ياد بدهيم اما تكليف ما با نظام آموزشي چيست؟ نظام آموزشي ژاپن به گونه اي است كه امكان قرارگرفتن كودكان در محيط يادگيري زبان انگليسي را فراهم نمي كند. اين استاد در ادامه مي افزايد: توجه صرف به آموزش زبان انگليسي كار اشتباهي است. زبان بايد در تمامي فعاليت هاي مدرسه مانند نقاشي، آوازخواندن و غيره گنجانده شود. كودكان بعداً لغت ها و عبارت ها را فرامي گيرند. يادگيري زبان انگليسي براي كودكان تفاوتي با يادگيري زبان مادري شان (ژاپني) ندارد. يوچي ايشي زوكا- يكي از مسئولان بخش آموزش پيش دبستاني وزارت آموزش وپرورش ژاپن- مي گويد: مراكز آموزش پيش دبستاني دولت مجازند برنامه هايي براي آموزش زبان انگليسي به كودكان، ترتيب دهند اما فقط تا حد معيني اجازه آموزش زبان انگليسي را دارند. او در ادامه مي گويد: ما با آموزش زبان انگليسي مخالف نيستيم. به ويژه در برخي از بخش هاي كشور كه ارتباط مردم با خارجي ها زيادتر است، دانستن زبان انگليسي ضروري به نظر مي رسد. شماري از مردم اصرار دارند كه زبان انگليسي در دوره پيش دبستاني هم بايد جزو درس هاي اصلي باشد اما چون درس زبان انگليسي جزو درس هاي دوره ابتدايي ژاپن نيست، بنابراين وقفه اي شش ساله بين يادگيري زبان در دوره پيش دبستاني و ازسرگيري آن در دوره راهنمايي به وجود مي آيد. از اين گذشته، مدارس ابتدايي هم درخواست گنجاندن آموزش زبان انگليسي در برنامه درسي را به ما اعلام نكرده اند. با اين حال اگر قرار شود زبان انگليسي جزو برنامه درسي دوره پيش دبستاني باشد، خود من با آن مخالفم زيرا معتقدم كه اين امر بر توانايي كودكان براي يادگيري زبان ژاپني و ساير دروس، تأثير خواهد گذاشت. كودكان در درجه اول بايد بر زبان مادري شان تسلط پيدا كنند و بعد از آن بقيه درس ها از جمله انگليسي را فراگيرند.اين اعتقاد كه كودكان توانايي يادگيري دو زبان را به طور همزمان ندارند، از نظر بسياري از پدران و مادران ژاپني مردود شمرده مي شود. براي مثال، تومي ناگا- مادر جوان ژاپني - با يادآوري زماني كه كودك دو سال و نيمه اش او را «مامي» خطاب كرده مي گويد: كودك من فقط چند كلمه انگليسي بلد است. من و شوهرم در خانه به زبان ژاپني صحبت مي كنيم. بنابراين من اصلاً نگران اين نيستم كه آموزش زبان انگليسي به فراگيري زبان مادري اش لطمه بزند
۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه
آسيبشناسي آموزش زبان انگليسي در مدارس ايراني
آسيبشناسي آموزش زبان انگليسي در مدارس ايراني
زبان دوم، الفباي فراموششده
زهرا باقری شاد :تمام ديپلمهها دستكم نمره شش سال آموزش زبان انگليسي را در بايگاني كارنامههاي خود دارند اما اين كارنامهها نماد هرچه كه باشند، باسوادي يا بيسوادي افراد، حكم كولهباري سبك از دانستههاي زبان انگليسي دانشآموزان ايراني را دارند.
كولهباري كه دانشآموزان به اتكاي آن نميتوانند حتي يك نامه كوتاه به زبان بينالمللي انگليسي بنويسند و توانايي مكالمهاي مختصر در حد يك گفتوگوي روزمره را هم ندارند.شش سال آموزش زبان انگليسي در بيشتر مدرسههاي ايراني به اعتقاد بسياري از كارشناسان آموزش و پرورش و زبانشناسي تنها صرف وقت و اتلاف زمان محسوب ميشود، آن هم در شرايطي كه برخي از دانشآموزان پس از فارغالتحصيل شدن يا حتي در زمان تحصيل و به موازات برنامههاي آموزشي مدرسه، به يادگيري زبان انگليسي در آموزشگاههاي آزاد ميپردازند و به تدريج نيز بر تعداد متقاضيان حضور در اين آموزشگاهها افزوده ميشود.بر همين اساس كارشناسان ضعف دانشآموزان ايراني را در يادگيري زبان، تنها به فضاي آموزش رسمي مرتبط ميدانند و از دانشآموزان به عنوان افرادي علاقهمند به يادگيري زبان انگليسي نام ميبرند كه مشكلات متعددي چون ناكارآمد بودن محتواي كتابهاي درسي زبان انگليسي و كمبودن ساعتهاي تدريس از انگيزه آنها در يادگيري اين زبان كاسته است.آموزش زبان از سال اول راهنمايي، يك كار غيركارشناسانهپس از مخالفت با اجراي طرحي مبني بر تدريس آزمايشي زبان انگليسي در مدرسههاي ابتدايي كه در زمان وزارت مرتضي حاجي به صورت پيشنهادي مطرح شده بود، آموزش اين زبان همچنان با روند هميشگي از سال اول راهنمايي آغاز ميشود و اين در حالي است كه بسياري از صاحبنظران و كارشناسان عرصه تعليم و تربيت، اين دوره را براي آغاز آموزش يك زبان خارجي به دانشآموزان زمان مناسبي نميدانند.دكتر احد نويدي، عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت يكي از اين كارشناسان است كه نسبت به زمان آغاز تدريس زبان انگليسي در سال اول راهنمايي ديدگاهي منتقدانه دارد و آن را يك كار غيركارشناسي ميداند.او ميگويد: «توجه داشته باشيم كه هرچه يادگيري از سنين بالاتر شروع شود، بايد در مغز يك حافظه جانبي هم تشكيل شود. تشكيل همين حافظه جانبي يك مشكل اساسي است كه البته امكان آن نيز در روشهاي تدريس مدارس ايراني وجود ندارد».شيرزاد عبداللهي، كارشناس آموزش و پرورش نيز معتقد است آموزش زبان انگليسي هرچه از سنين پايين شروع شود موفقتر است و تدريس زبان انگليسي را حتي پيش از دبستان هم مفيد ارزيابي ميكند.حميدرضا حصاركي، مدرس زبان انگليسي و مسوول دورههاي زبان بخش متوسطه منطقه 17 آموزش و پرورش تهران يكي ديگر از كارشناساني است كه تدريس نشدن زبان انگليسي را در دوران ابتدايي يك تصميم سليقهاي ميداند و معتقد است اين تصميم سليقهاي از بار علمي مناسب برخوردار نيست. اين كارشناس با تاكيد بر ضرورت استفاده از تئوري زبانشناسي براي برنامهريزي آموزش زبانهاي خارجي به «تهران امروز» ميگويد: «براساس يكي از نظريههاي زبانشناسي، اوج يادگيري بين 11 تا 14 سال است، با اين توضيح كه بعد از 14 سالگي در مغز پديدهاي به نام يكسانسازي اتفاق ميافتد و قدرت يادگيري كمتر ميشود اما اين نظريه به اين معنا نيست كه پيش و پس از اين دوران، آموزش و يادگيري انجام نگيرد. به همين دليل پيش از انقلاب حتي در آمادگيها و مدارس ابتدايي هم زبان انگليسي همراه كتابهايي كه براي همان دوران سني طراحي شده بودند، به بچهها آموزش داده ميشد.»ترکیبی از مباحث غيرضروري نگاه برنامهريزان دفتر تاليف كتابهاي درسي نسبت به آموزش زبان، يك مقوله كاربردي نيست. اين را حصاركي ميگويد و همين فقدان نگاه كاربردي را مهمترين مشكل بر سر راه يادگيري زبان انگليسي توسط دانشآموزان ميداند.او ميگويد: «كتابهاي درسي زبان انگليسي در ايران تنها براساس مهارتهاي خواندن و ترجمه تاليف شدهاند، در حالي كه حتي اگر بحث بر سر تقويت اين دو مهارت باشد، ما در اين دو مقوله هم موفق نبودهايم و فقط معجوني از نكات غيرضروري و گرامرهاي غيركاربردي را در كتابهاي درسي زبان انگليسي گنجاندهايم.»به اعتقاد اين كارشناس، در تمام دنيا، هدف اصلي آموزش زبانهاي خارجي برقراري ارتباط است. بر همين اساس هدف از يادگيري زبان انگليسي هم بايد افزايش مهارت مكالمه باشد كه اين مساله در آموزش و پرورش ايران ناديده گرفته ميشود.حصاركي با تاكيد بر اينكه در ميان مهارتهايي چون خواندن، نوشتن، صحبتكردن و شنيدن، اولويت با شنيدن است، ميافزايد: «اگرچه اين 4 مهارت در يادگيري يك زبان خارجي بايد با هم و همتراز هم تقويت شوند اما آنچه كه مهمتر از ساير مهارتهاست، اولويتدادن به شنيدن است.دانشآموزان ما متاسفانه وسايل كمكآموزشي لازم در اين زمينه را در اختيار ندارند و امكان شنيدن زبان انگليسي، چه از طريق ضبطصوت و چه در لابراتوارهاي زبان براي آنها وجود ندارد».كم بودن ساعت تدريس زبان انگليسي، يكي ديگر از مواردي است كه كارشناسان، آن را مورد انتقاد قرار ميدهند و سه ساعت در هفته را براي آموزش اين زبان كافي نميدانند، در حالي كه به گفته آنها، شرايط غيراستاندارد آموزش هم، مشكلات ناشي از اين كمبود وقت را تشديد ميكند.در اين ميان بيعلاقهبودن دانشآموزان ايراني به فراگيري زبان انگلیسي، نظريهاي است كه مسوول دورههاي زبان بخش متوسطه منطقه 17 آن را تاييد نميكند و ميگويد: «من تصور ميكنم كه دانشآموزان ما خيلي هم به زبان انگليسي علاقه دارند اما چون ابزارهاي اوليه يادگيري را براي آنها فراهم نكرديم و به آنها احساس راحتبودن با اين درس را نياموختيم، با اين تصور زبان انگليسي را ياد ميگيرند كه مجموعهاي از فرمولهاي گرامري و لغتهاي دشوار است، در حالي كه فراگيري زبان انگليسي با درسهايي مثل رياضيات و فيزيك، تفاوت بسياري دارد.»تدريس زبان انگليسي بدون در نظر گرفتن طبيعت آن و به شيوه فرمولي و دستوري به اعتقاد كارشناسان آموزش و پرورش براي دستيابي به اهداف آموزش روش مناسبي نيست چرا كه فرمولها و دستورهاي متداول در درسهاي علمي همچون فيزيك، شيمي و رياضيات در درس زبان كارايي ندارند و دانشآموزان را تنها در پاسخگويي به سوالات چهار گزينهاي توانمند ميسازند.معلمان در مهارتهاي زبان مشكل دارندپايين بودن سطح علمي مدرسان زبان انگليسي در مدارس سالهاست كه از سوي كارشناسان مورد انتقاد قرار ميگيرد. بسياري بر اين باورند كه خود دبيران اين رشته هنوز بر مهارتهاي يادگيري زبان انگليسي تسلط كافي ندارند و به همين دليل از عهده تقويت اين مهارتها در دانشآموزان برنميآيند. نويدي در اينباره ميگويد: «بيشتر معلمان زبان در كشور ما مكالمه بلد نيستند پس چطور ميتوانند به دانشآموزان مهارت مكالمه و صحبت كردن به زبان انگليسي را بياموزند؟ بسياري از آنها در فهم معناي جملات به زبان انگليسي مشكل دارند نميتوانند به خوبي ترجمه كنند به همين دليل ممكن نيست مهارتهايي را كه خود ندارند به دانشآموزان انتقال دهند.»به اعتقاد نويدي، استخدام معلم زبان انگليسي در آموزش و پرورش كشور ما تنها براساس مدرك اين رشته صورت ميگيرد و نظارتي بر كارايي معلمان اين رشته از سوي آموزش و پرورش وجود ندارد.اين پژوهشگر ميافزايد: «البته اگر معلم سواد هم داشته باشد انگيزهاي براي آموزش ندارد چون درگير همان مشكلاتي است كه ساير معلمان با آن دست به گريبانند. علاوه بر اينكه ميداند نتيجه كارش چه مثبت باشد و چه منفي، نه تشويق خواهد شد و نه توبيخ.»زبان انگليسي يك مهارت پايه تلقي نميشودنگاه برنامهريزان در آموزش و پرورش به يادگيري زبان انگليسي بهگونهاي است كه آن را يك مقوله غيرفعال ارزيابي ميكنند درحالي كه كارشناسان زبان انگليسي آن را مقولهاي فعال ميدانند كه بايد به صورت يك مهارت پايه به دانشآموزان آموزش داده شود.از سوي ديگر زبان انگليسي كه آشنا نبودن با آن در دنيا نوعي بيسوادي محسوب ميشود در آموزش و پرورش ايران هنوز به عنوان يك مهارت پايه تلقي نشده و به اعتقاد نويدي اين تفكر آموزشي به تمام جامعه تسري يافته است. اين پژوهشگر ميگويد: «وظيفه آموزش عمومي اين است كه در دانشآموزان مهارتهاي پايه ايجاد كند اما هنوز در جامعه ما و در سيستم آموزشي كشور اين فهم حاصل نشده كه زبان انگليسي يك مهارت پايه است البته ما درباره ساير مهارتهاي پايه هم مشكل داريم و شواهد موجود گوياي اين است كه ما بهطور كلي در آموزش و پرورش رسمي با شكست مواجه شدهايم همانطور كه بچههاي ما در مدرسه احساس مسووليت و مشاركت را ياد نميگيرند به همين ترتيب زبان انگليسي را هم نميآموزند و اين پديده كلي است.»نويدي همچنين بر اين باور است كه در كشور ما هنوز پسماندهاي از نگرشهاي منفي به زبان انگليسي وجود دارد و اين زبان به عنوان يك زبان بيگانه در سيستم آموزشي ما مغفول مانده است. به گفته او، دانشآموزاني هم كه در خارج از مدرسه و در آموزشگاههاي آزاد به فراگيري زبان انگليسي ميپردازند در واقع به واسطه نوعي هدايت خانوادگي به يادگيري زبان متمايل شدهاند و تسلط آنها بر زبان انگليسي جزو افتخارات آموزش و پرورش رسمي به حساب نميآيد.واگذاری مسوولیت آموزش زبان به بخش خصوصيآموزش زبان انگليسي در بسياري از مدارس غيرانتفاعي به صورت غيررسمي در دوره ابتدايي نيز ارائه ميشود. در حالي كه به گفته كارشناسان نظر مسوولان آموزش و پرورش به اين مساله مثبت نيست. با وجود اين برخي از مدارس غيرانتفاعي حتي نمره زبان انگليسي را در كارنامه دانشآموزان ابتدايي هم لحاظ ميكنند تا به نوعي مشوق يادگيري اين زبان در دانشآموزان باشند.حصاركي در حالي كه اين شيوه را مفيد ارزيابي ميكند، ميگويد: «امروز مدرسههاي غيرانتفاعي خيلي راحت با مجموعه افراد مجرب در زمينه آموزش زبان انگليسي قرارداد همكاري ميبندند و اين گروه براي دانشآموزان برنامهريزي ميكنند. به اين ترتيب ميتوان حضور بخش خصوصي را در آموزش زبان انگليسي مفيد تلقي كرد چون بخش خصوصي هميشه براي اثبات خودش و به اين دليل كه هزينه ميكند و ميخواهد بازدهي داشته باشد بهتر از بخش دولتي كار ميكند.»عبداللهي هم واگذاري تدريس زبان انگليسي به موسسههاي خصوصي و نظارت دولت را بر عملكرد آنها راهكاري براي ارتقاي سطح يادگيري دانشآموزان در اين زمينه ميداند و اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان ديگر نيز با تاكيد بر مفيد نبودن عملكرد دولت در آموزش زبان، با واگذاري اين مسووليت به بخش خصوصي موافقند. اگر چه آنها ناكارآمد بودن سيستم آموزش رسمي را تنها در يادگيري زبان انگليسي خلاصه نميكنند و بازدهي آموزش زبان عربي را نيز در مدارس ضعيف ميدانند. با وجود اينكه تاكيد بر يادگيري زبان عربي در سيستم آموزش رسمي ايران بيشتر است، اما به اعتقاد كارشناسان سرنوشت آموزش اين زبان نيز مشابه سرنوشت آموزش زبان انگليسي است و دانشآموزان ايراني در هر دو مقوله با مشكلاتي در ترجمه، صحبت و درك متن مواجه هستند. بر همين اساس ارزيابي صاحبنظران آموزش و پرورش بر نادرست بودن شيوههاي تاليف و تدريس همه زبانهاي خارجي در سيستم آموزش رسمي متمركز شده و انتقادات متعدد دراين زمينه گوياي ناديده گرفتن زبانهاي خارجي به عنوان مهارتهاي پايه آموزشي از سوي نهاد آموزش و پرورش است؛ نهادي كه خروجي آن در آموزش زبان انگليسي يا هر زبان خارجي ديگر به قدري ضعيف است كه حتي براي نوشتن يك نامه رسمي و كوتاه هم كفايت نميكند.
۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه
The value of time
To realize
The value of a sisterAsk someoneWho doesn't have one.
To realizeThe value of ten years:Ask a newlyDivorced couple.
To realizeThe value of one year:Ask a student whoHas failed a final exam.
To realizeThe value of nine months:Ask a mother who gave birth to a still born.
To realizeThe value of one month:Ask a motherwho has given birth toA premature baby.
To realizeThe value of one week:Ask an editor of a weekly newspaper.
To realizeThe value of one hour:Ask the lovers who are waiting to Meet..
To realizeThe value of one minute:Ask a personWho has missed the train, bus or plane.
To realizeThe value of one-second:Ask a personWho has survived an accident...
To! realizeThe value of one millisecond:Ask the person who has won a silver medal in the Olympics
To realize the value of a friend:Lose one.
Time waits for no one.Treasure every moment you have.You will treasure it even more whenyou can share it with someone special.Live life to the fullest
منبع: http://www.kanganenglishgroup.blogfa.com/
۱۳۸۷ مرداد ۱۸, جمعه
You’ll easily build a powerful and impressive vocabulary that
:
Grants you instant respect and credibility - When you learning your Ultimate Words and you’ll notice that people will start to pay attention to you - and begin to follow your lead.
Boosts your career - Superiors will immediately assume that you are more competent than your peers. Guess who's going to come to mind for a promotion this month?
Improves your communication - No more letting your career and life suffer because of "bad communication skills". Impress people with your language and make every word count.
Improves your writing - Create the right impression with your emails and letters.
Makes getting top grades at school or college EASY - You'll be writing so well that your teachers might even think you are cheating!
Grows your confidence with words and conversation - No more stuttering and fumbling for the right word. Make your point – boldly and clearly – without losing everyone’s interest!
Makes others notice your articulate language - When you speak, you will literally stop people in their tracks and MAKE them pay attention.
Improves your score in tests such as IQ tests, SAT, GMAT, and GRE - You'll be confident that you are equipped with the advanced vocabulary required to succeed in these tests.
Improves your spelling - When your emails are full of spelling mistakes, people judge you as un-educated… and may even assume you have a low-IQ. Ultimate Vocabulary puts a stop to this common career mistake.
Equips you to easily express your ideas - Having the right words to express your ideas effectively will make all the difference in getting your point across.
Empowers you with advanced reading and comprehension skills - No more missing the author's point because you don't understand their language. You'll finally be able to understand the words and concepts in everything you read.
Improves opportunities for promotion and career progression - It's proven by numerous studies (see above for examples) that a good vocabulary is a strong predictor of career success. Having this knowledge will give you a distinct edge over your competition. :
Grants you instant respect and credibility - When you learning your Ultimate Words and you’ll notice that people will start to pay attention to you - and begin to follow your lead.
Boosts your career - Superiors will immediately assume that you are more competent than your peers. Guess who's going to come to mind for a promotion this month?
Improves your communication - No more letting your career and life suffer because of "bad communication skills". Impress people with your language and make every word count.
Improves your writing - Create the right impression with your emails and letters.
Makes getting top grades at school or college EASY - You'll be writing so well that your teachers might even think you are cheating!
Grows your confidence with words and conversation - No more stuttering and fumbling for the right word. Make your point – boldly and clearly – without losing everyone’s interest!
Makes others notice your articulate language - When you speak, you will literally stop people in their tracks and MAKE them pay attention.
Improves your score in tests such as IQ tests, SAT, GMAT, and GRE - You'll be confident that you are equipped with the advanced vocabulary required to succeed in these tests.
Improves your spelling - When your emails are full of spelling mistakes, people judge you as un-educated… and may even assume you have a low-IQ. Ultimate Vocabulary puts a stop to this common career mistake.
Equips you to easily express your ideas - Having the right words to express your ideas effectively will make all the difference in getting your point across.
Empowers you with advanced reading and comprehension skills - No more missing the author's point because you don't understand their language. You'll finally be able to understand the words and concepts in everything you read.
Improves opportunities for promotion and career progression - It's proven by numerous studies (see above for examples) that a good vocabulary is a strong predictor of career success. Having this knowledge will give you a distinct edge over your competition.
How to find English idioms that aren’t in the dictionary
How to find English idioms that aren’t in the dictionary
Idioms are notoriously difficult for non-native speakers, because they usually don’t make sense if you translate them word for word. For example, the idiom “to kick the bucket” has nothing to do with buckets and everything to do with dying. Most learners are eager to learn about idioms because native speakers use them so frequently. So understanding idioms is important for understanding native speakers, and for sounding more native-like yourself!
If you are reading or listening to B@E, you are probably already and independent learner of English who is used to looking up idioms in your dictionary. If you’re really keen, you might even have a special dictionary of idioms. Dictionaries are indispensable tools for learning the meaning of idiomatic words and phrases. But they are not perfect: we’ve all experienced the frustration of discovering that the idiom we’re looking just isn’t in our dictionary. Luckily, there is a simple trick for finding idioms on the Internet. Here is how you do it:
Idioms are notoriously difficult for non-native speakers, because they usually don’t make sense if you translate them word for word. For example, the idiom “to kick the bucket” has nothing to do with buckets and everything to do with dying. Most learners are eager to learn about idioms because native speakers use them so frequently. So understanding idioms is important for understanding native speakers, and for sounding more native-like yourself!
If you are reading or listening to B@E, you are probably already and independent learner of English who is used to looking up idioms in your dictionary. If you’re really keen, you might even have a special dictionary of idioms. Dictionaries are indispensable tools for learning the meaning of idiomatic words and phrases. But they are not perfect: we’ve all experienced the frustration of discovering that the idiom we’re looking just isn’t in our dictionary. Luckily, there is a simple trick for finding idioms on the Internet. Here is how you do it:
مکالمات روزمره در محاورات پزشکی ( بخش اول )
مکالمات روزمره در محاورات پزشکی 140 جمله
نوشته اين قسمت اختصاص دارد به مكالمات روزمره با اين تفاوت كه اين مكالمات فقط در محدوده محيطهاي پزشكي و رفتن به دكتر و امثال آن است اهميت اينگونه مكالمات براي كساني كه در كشورهاي خارجي زندگي ميكنند پوشيده نيست.
اميدوارم برايتان قابل استفاده باشد.
لطفا نظرتان را در مورد اينگونه مكالمات كه در خصوص يك محيط خاص است بيان كنيد.
-----------------------------
1- ميخواهم وقت بگيرم
I would like to make an appointment.
2- اين علائم را پيش از اين هم داشته ام.
I had these symptoms before.
3- نسبت به پني سيلين حساسيت دارم
I am allergic to penicillin
4- به نوار چسب (چسب زخم) حساست دارم.
I am allergic to adhesive plaster.
5- حق ويزيت چقدر است؟
What are the fees?
6- تشخيص بيماري چيست؟ آيا جدي است؟
What is the diagnostic? Is it serious?
7- هر چند وقت بايد پانسمان را عوض كنم؟
How often do I need to change the dressing.
8- كي بايد براي معاينه مجدد باز گردم؟
When do I return for checkups?
9- چگونه بايد اين دارو را بخورم؟
How do I take this medication?
10- چه مدت بايد اين درمان را ادامه دهم؟
How long I should follow this treatment?
11- آيا بايد وقت مجدد بگيرم؟
Do I have to make another appointment?
12- ممكن است خانواده من را مطلع سازيد (مثلا بعد از بستري شدن).
Can you please contact my family?
13- آيا درد داريد؟
Are you in pain?
14- آيا براي اين حالت پيش از اين درمان شده ايد.
Have you been treated for this condition before?
15- آيا امروز اجابت مزاج داشته ايد؟
Have you had a bowel movement?
16- آيا بيماري فشار خون داريد؟
Do you have high blood pressure?
17- آيا براي اين بيماري عكس هم گرفته ايد؟
Have you ever had an X-ray for this disease?
18- براي (ارائه به) بيمه به گواهي پزشكي نياز دارم.
I need a medical certification for insurance.
19- بايد از خونتان نمونه برداري كنيد.
You need to take a blood sample.
20- بايد آمپول بزنيد.
You need to get an injection.
21- بگذاريد درجه حرارتان را بگيرم.
Let me take your temperature.
22- بگذاريد نبضتان را بگيرم.
Let me take your puls.
23- بايد پزشك متخصص قلب شما را معاينه كند.
You need to be checked by a heart specialist.
24- لطفا اين فرم پذيرش را پر كنيد.
Please fill out this admission form.
25- اين دستوراتي است كه بعد از ترخيص بايد مراعات كنيد.
Here are the instructions you need to follow after your discharge.
26- بدون اينكه پرستار را مطلع كنيد نبايد از تختتان بلند شويد.
You must not leave your bed without informing the nurse.
27- شركت بيمه درماني شما كدام است.
What health insurance do you have?
28- كدام يك از اعضاء خانواده شما به اين بيماري مبتلا هستند.
Which of your family member are infected with this disease?
29- در سوابق خانوادگي شما آيا بيماري ارثي اي وجود دارد.
Do you have a genetic disease in youe family history?
30- اين يك بيماري انگلي است.
This is a parasitic disease.
۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه
Talking about Dates
1- تاریخ امروز چیست؟
1-What's the date Today?
2- امروز اول نوامبر 1635 است .
2- Today is November first,
sixteen thirty-five.
3- کی به دنیا آمدی؟
3- When were you born?
4- اول نوامبر 1935 به دنیا آمدم.
4- I was born on November first,
nineteen thirty-five.
5- امروز روز تولدم است.
5- Today is my birthday.
6- خواهرم در 1938 به دنیا آمد.
6- My sister was born in
nineteen thirty-eighty.
7- من روز دقیق را نمی دانم.
7-I don't know the exact day.
8- کجا به دنیا آمدی؟
8-Where were you born?
9- من در شهر کوچکی ،نه دور از اینجا
به دنیا آمدم.
9-I was born in a little town
not far from here.
10- در باره قرن دهم چه می دانید؟
10-What do you know about
the tenth century?
11- در مورد آن هیچی نمی دانم.
11-I don't know anything about
that.
12- بیا در مورد چیزی دیگر صحبت کنیم.
12-Let's talk about something
else.
13- در طول ماه آوریل ، سال گذشته کجا
بودی؟
13-Where were you during the
month of April last year?
14- به خاطر نمی آورم که کجا بودم.
14-I don't remember where I was
15- سال آینده همین موقع کجا خواهید
بود؟
15-Where will you be next year
at this time?
Talking about Dates
1- تاریخ امروز چیست؟
1-What's the date Today?
2- امروز اول نوامبر 1635 است .
2- Today is November first,
sixteen thirty-five.
3- کی به دنیا آمدی؟
3- When were you born?
4- اول نوامبر 1935 به دنیا آمدم.
4- I was born on November first,
nineteen thirty-five.
5- امروز روز تولدم است.
5- Today is my birthday.
6- خواهرم در 1938 به دنیا آمد.
6- My sister was born in
nineteen thirty-eighty.
7- من روز دقیق را نمی دانم.
7-I don't know the exact day.
8- کجا به دنیا آمدی؟
8-Where were you born?
9- من در شهر کوچکی ،نه دور از اینجا
به دنیا آمدم.
9-I was born in a little town
not far from here.
10- در باره قرن دهم چه می دانید؟
10-What do you know about
the tenth century?
11- در مورد آن هیچی نمی دانم.
11-I don't know anything about
that.
12- بیا در مورد چیزی دیگر صحبت کنیم.
12-Let's talk about something
else.
13- در طول ماه آوریل ، سال گذشته کجا
بودی؟
13-Where were you during the
month of April last year?
14- به خاطر نمی آورم که کجا بودم.
14-I don't remember where I was
15- سال آینده همین موقع کجا خواهید
بود؟
15-Where will you be next year
at this time?
گفتن وقت
گفتن وقت
1- ساعت چند است؟
1- What time is it?
2- ساعت 2 است.
2- It's two o'clock.
3- چند دقیقه ای از 2 گذشته.
3- It's a few minutes after two.
4- ساعت من جلو و ساعت شما عقب است.
4- My watch is fast and your
watch is slow.
5- ببخشید. میتونی ساعت دقیق بگی؟
5- Excuse me. Can you tell me
the correct time?
6- نه، نمی تونم.
6- No, I can't.
7- من نمی دانم ساعت چند است.
7- I don't know What time is it?
8- من فکر نمی کنم هنوز ساعت چهار
باشد.
8- I don't think It's four o'clock
yet.
9- ساعت می بایست حدودا 3:30 باشد.
9- It must be about three thirty.
10- من هر روز قبل از ساعت 6:00 از
خواب بلند می شوم.
10- I get up before six o'clock
every day.
11- رستوران تا ساعت 7:30 باز نمیشود.
11- The restaurant doesn't open
until seven forty-five.
12- شما فردا ساعت 10 اینجا خواهید
بود.
12- Will you be here at ten
o'clock tomorrow?
13- بله، خواهم بود.
13- Yes, I will.
14- ما سر وقت خواهیم بود، نخواهیم
بود.
14- We'll be on time, won't we?
15- من هم امیدوارم.
15- I hope so.
With the best wishes for you

