‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان پیش دانشگاهی یک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان پیش دانشگاهی یک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

درس دوم: پیش دانشگاهی یک

درس دوم:
مهارت هاي خواندن
(اطلاعات صريح وغير صريح)


1.يكي ديگر از مهارت هاي خواندن دريافت اطلاعات صريح (Explicit Information) كه به روشني در متن آمده و اطلاعات غيرصريح( Implicit Information) كه بايد آنها را از متن استنباط نموده است.
2 – از ديگر مهارت هاي خواندن حدس زدن معني كلمات ناآشنا در متن با آگاهي از شيوه هاي ساخت واژه از طريق افزون پسوندها و پيشوندها است. به چند مثال توجه كنيد.
Mation (n) --> motion less (adj)
React --> reaction (n)


دستور زبان


A- كاربرد فعل همراه مفعول و مصدر بدون to
1 – افعالي مانند let (به معناي اجازه دادن) و make( به معناي مجبور كردن و باعث شدن) ساختار زير را دارند.
Verb + object + bare infinitive
فعل+ مفعول+ to مصدر بدون
به مثال زير توجه كنيد.
The teacher made me give a speech in the class.
معلم مرا مجبور كرد كه در كلاس سخنراني كنم.
My mother makes me go bed early every firday.
مادر من مرا وادار مي كند كه هر جمعه زود به رختخواب بروم
My brother lets me work with his computer.
برادرم به من اجازه مي دهد كه با كامپيوترش كار كنم.
2 – فعل help نيز از ديگر افعالي است كه با اين ساختار به كار برده مي شود اما آن مي تواند با مصدر با to نيز دنبال شود.
Exercise helps your body (to) us the extra calories that are coming from food.
ورزش به بدن شما كمك مي كند كه كالري هاي اضافي را كه از غذا مي آيند، استفاده كنيد.

B- كاربرد فرم Ing دار فعل بعد از حروف اضافه by جهت بيان روش انجام فعل :
1. استفاده از by به اضافه فرم ing دار فعل ، روش يا وسيله اي را كه جهت انجام كاري به كار مي گيريم، نشان مي دهد.
You can improve your speaking ability by practicing hard.
شما مي توانيد با تمرين زياد توانايي صحبت كردنتان را بهتر كنيد.
2 – هنگامي كه by به اضافه فرم Ing دار فعل در اول جمله مي آيد، بعد از آن يك كاما قرار مي گيرد.
By + دار فعلingفرم و ……
By moving too much , you may distract your listener.
بازديد حركت كردن، شما ممكن است مخاطبانتان را آشفته كنيد.


نقش جمله

1 – از ديگر نقش هاي جمله مي توان به «تعميم دادن» (Generalizing) اشاره كرد.
گاهي شما مطلبي را خيلي اساسي و كلي بيان مي كنيد كه در بيشتر اوقات و نه هميشه حقيقت است. به اين نقش كلي گويي يا تعميم دادن مي گويند. اين حالت معمولاً با كلماتي از قبيل all every – most و .... بيان مي شود. مانند :
Everybody should have some kind of education whether they are rich or poor
همه بايد نوعي از تحصيلات را داشته باشند چه ثروتمند باشند چه فقير.
2 – نقش ديگر جمله كه در اين درس به آن اشاره شده «دادن دستورالعمل» (Instruchin) مي باشد. در اين حالت نويسنده دستورالعمل هايي را به خوانند مي دهد. اين گونه جملات معمولاً با يك فعل امري شروع مي شوند.
Try to include personal stories or recent events to add fun to your speech.
سعي كنيد داستان هاي شخصي يا اتفاقات اخير را به سخنراني خود اضافه كنيد تا به آن مزه اي داده شود.

تمرين
پاسخ صحيح را از ميان گزينه ها انتخاب كنيد.
1. Aerobic exercise helps the heart ……… more oxygen to the muxcles.
1) to send
2) sending
3) sent
4) be sent

2. A group of people watching or listening to something are called ……..
1) audience
2) conference
3) meeting
4) speech

3. The boss ….. the importance of night working to the workers.
1) communicated
2) concentrated
3) emphasized
4) distracted

4. I don’t let you …. To school because you are ill today.
1) go
2) to go
3) going
4) gone

5. Exercise can help you …… yourself at a healty weight.
1) Keeping
2) Kept
3) To keeping
4) Keep

6. By……..deeply several times,you can control your ner vousness.
1) breath
2) breathing
3) practicing
4) practice

7. You can improve your speaking obility by …. In front of a mirror.
1) speak
2) speaking
3) spoke
4)spoken

8. By …. Formal colthes, you will show respect to your oudience.
1) wear
2) to wear
3) werning
4) weared

9. Asking questions can make the audience….. on your speech.
1) concentrate
2) concentrated
3) concentrating
4) to concentrate

10. Let your audience ….. your question.
1) to ask
2) asked
3) asking
4) ask /**/

درس دوم:
مهارت هاي خواندن
(اطلاعات صريح وغير صريح)
/**/


1.يكي ديگر از مهارت هاي خواندن دريافت اطلاعات صريح (Explicit Information) كه به روشني در متن آمده و اطلاعات غيرصريح( Implicit Information) كه بايد آنها را از متن استنباط نموده است.
2 – از ديگر مهارت هاي خواندن حدس زدن معني كلمات ناآشنا در متن با آگاهي از شيوه هاي ساخت واژه از طريق افزون پسوندها و پيشوندها است. به چند مثال توجه كنيد.
Mation (n) --> motion less (adj)
React --> reaction (n)
/**/


دستور زبان
/**/


A- كاربرد فعل همراه مفعول و مصدر بدون to
1 – افعالي مانند let (به معناي اجازه دادن) و make( به معناي مجبور كردن و باعث شدن) ساختار زير را دارند.
Verb + object + bare infinitive
فعل+ مفعول+ to مصدر بدون
به مثال زير توجه كنيد.
The teacher made me give a speech in the class.
معلم مرا مجبور كرد كه در كلاس سخنراني كنم.
My mother makes me go bed early every firday.
مادر من مرا وادار مي كند كه هر جمعه زود به رختخواب بروم
My brother lets me work with his computer.
برادرم به من اجازه مي دهد كه با كامپيوترش كار كنم.
2 – فعل help نيز از ديگر افعالي است كه با اين ساختار به كار برده مي شود اما آن مي تواند با مصدر با to نيز دنبال شود.
Exercise helps your body (to) us the extra calories that are coming from food.
ورزش به بدن شما كمك مي كند كه كالري هاي اضافي را كه از غذا مي آيند، استفاده كنيد.

B- كاربرد فرم Ing دار فعل بعد از حروف اضافه by جهت بيان روش انجام فعل :
1. استفاده از by به اضافه فرم ing دار فعل ، روش يا وسيله اي را كه جهت انجام كاري به كار مي گيريم، نشان مي دهد.
You can improve your speaking ability by practicing hard.
شما مي توانيد با تمرين زياد توانايي صحبت كردنتان را بهتر كنيد.
2 – هنگامي كه by به اضافه فرم Ing دار فعل در اول جمله مي آيد، بعد از آن يك كاما قرار مي گيرد.
By + دار فعلingفرم و ……
By moving too much , you may distract your listener.
بازديد حركت كردن، شما ممكن است مخاطبانتان را آشفته كنيد.

/**/

نقش جمله
/**/
1 – از ديگر نقش هاي جمله مي توان به «تعميم دادن» (Generalizing) اشاره كرد.
گاهي شما مطلبي را خيلي اساسي و كلي بيان مي كنيد كه در بيشتر اوقات و نه هميشه حقيقت است. به اين نقش كلي گويي يا تعميم دادن مي گويند. اين حالت معمولاً با كلماتي از قبيل all every – most و .... بيان مي شود. مانند :
Everybody should have some kind of education whether they are rich or poor
همه بايد نوعي از تحصيلات را داشته باشند چه ثروتمند باشند چه فقير.
2 – نقش ديگر جمله كه در اين درس به آن اشاره شده «دادن دستورالعمل» (Instruchin) مي باشد. در اين حالت نويسنده دستورالعمل هايي را به خوانند مي دهد. اين گونه جملات معمولاً با يك فعل امري شروع مي شوند.
Try to include personal stories or recent events to add fun to your speech.
سعي كنيد داستان هاي شخصي يا اتفاقات اخير را به سخنراني خود اضافه كنيد تا به آن مزه اي داده شود.

تمرين
پاسخ صحيح را از ميان گزينه ها انتخاب كنيد.
1. Aerobic exercise helps the heart ……… more oxygen to the muxcles.
1) to send
2) sending
3) sent
4) be sent

2. A group of people watching or listening to something are called ……..
1) audience
2) conference
3) meeting
4) speech

3. The boss ….. the importance of night working to the workers.
1) communicated
2) concentrated
3) emphasized
4) distracted

4. I don’t let you …. To school because you are ill today.
1) go
2) to go
3) going
4) gone

5. Exercise can help you …… yourself at a healty weight.
1) Keeping
2) Kept
3) To keeping
4) Keep

6. By……..deeply several times,you can control your ner vousness.
1) breath
2) breathing
3) practicing
4) practice

7. You can improve your speaking obility by …. In front of a mirror.
1) speak
2) speaking
3) spoke
4)spoken

8. By …. Formal colthes, you will show respect to your oudience.
1) wear
2) to wear
3) werning
4) weared

9. Asking questions can make the audience….. on your speech.
1) concentrate
2) concentrated
3) concentrating
4) to concentrate

10. Let your audience ….. your question.
1) to ask
2) asked
3) asking
4) ask

درس اول زبان پیش دانشگاهی یک

1 – يكي از مهارت هاي خواندن، توجه به عناوين پاراگراف هاي متن (paragraph Headings) است. نويسنده «در متون بلند» براي راهنمايي كردن خواننده از عناوين استفاده مي نمايد. عناوين، متن را به قسمت هاي كوچك تر تقسيم نموده و به خواننده كمك مي كند تا اطلاعات خاص را سريعتر بيابد.
2 – يكي ديگر از مهارت هاي خواندن، پي بردن به معناي كلمات ناآشنا، از طريق توجه به نشان (cues) موجود در متن است. در بعضي متون نويسنده از طريق معني كردن (defining) يا بيان مجدد مفاهيم ( restating) با استفاده از علائم نشانه گذاري ( punctuation marks) تلاش مي كند مفاهيم مشكل را براي خواننده آسان كند.

A – key words in defining
(لغات كليدي جهت تعريف)
اين لغات از قبيل refersto – what this means as – meaning – means – are – is و is/are defined به معناي هست – معني مي دهد – رجوع مي دهد به ، مي باشد. مانند :
The heart is the organ miside your chest that sends blood around your body.
B- use of signal words / phrases to restate
(استفاده از كلمات يا عبارات نشانه اي)
از اين كلمات يا عبارات مي توان that is , in other words – or با علامت e.i را ذكر كرد كه به معناي يا – به عبارت ديگر و بدين معني است، مي باشد . مانند:
The exercise should be more reasonable , i.e lighter.
ورزش بايد منطقي تر باشد يعني (i.e) سبك تر.
C- use of punctuation marks to define/ restate
(استفاده از نشانه هاي علامت گذاري جهت تعريف يا بيان مجدد)
از اين نشانه ها مي توان كاما (,) – خط تيره ( - ) و پرانتز ( ) را ذكر كرد.
مانند مثال زير كه داخل پرانتز معني كلمه skull توضيح داده شده است.
Doctors say he has broken his skull (the bony part of the head that protects the brain)
پزشكان مي گويند او جمجمه اش شكسته است.( قسمت استخواني سر كه از مغز محافظت مي كند)


دستور زبان (گرامر)


مبحث گرامري اين درس ( adverbial clauses) يا همان (قضاياي قيدي) مي باشد، كه در زير به توضيح در مورد آن مي پردازيم.
1 – به يك گروه از كلمات مرتبط به هم كه يك فعل و يك فاعل دارد clause يا عبارت مي گويند.
2 – adverbial clause يا عبارت قيدي عبارتي است كه به عبارت اصلي يا main clause متصل مي شود و كار آن مانند يك قيد است كه اطلاعاتي اضافي در مورد زمان ، مكان ، رفتار و غيره را از اتفاقي كه افتاده به ما مي دهد.
3 – conjunction يا حرف ربط كلمه اي است كه دو قسمت يك جمله را به هم متصل مي كند.
4 – كلمات (when به معناي وقتي كه )، (As به معناي زماني كه يا چون كه )، (since به معناي چونكه يا از وقتي كه ) و (whether……….or به معناي چه ..........و يا ) كلماتي ربط دهنده هستند كه با يك سري كلمات همراه شده و عبارت قيدي را مي سازند و به عبارت اصلي متصل مي كنند.
5 – (when: وقتي كه) كلمه ربطي است كه اگر كاري بعد از كار ديگر اتفاق بيفتد از آن استفاده مي كنيم. گاهي از اين كلمه ربط جهت اتصال دادن دو كار كه در يك زمان اتفاق مي افتند نيز استفاده مي كنيم. به مثال زير توجه كنيد:
Some people change their habits when they get older.
بعضي از مردم وقتي كه پيرتر مي شوند عادت هايشان را تغيير مي دهند.
6 – (as: زماني كه ) در چند نوع عبارت قيدي به كار مي رود كه عبارت اند از :
براي بيان زمان : اگر دو چيز در يك زمان رخ دهند.
براي بيان دليل : زماني كه بخواهيم دليل چيزي را بيان كنيم و كلمه معادل آن because مي باشد.
براي بيان نسبت : به معناي (در همان دوره زماني) مانند as people get older
براي بيان مقايسه : مانند به سرعتي كه شما مي توانيد as fast as you can
7- (since: چونكه) براي بيان دليل و علت به كار مي رود، اما در بعضي از عبارت هاي since به معناي از وقتي كه ، نيز به كار مي رود. به مثال هاي زير توجه كنيد.

Since I didn’t feel well , I didn’t go to party last night.
Since:حرف ربط
Since I didn’t feel well:عبارت قيدي
I didn’t go to party last night:عبارت اصلي
من ديشت به مهماني نرفتم چون حالم خوب نبود.

I have been living in Tehran Since I was fourteen.
I have been living in Tehran:عبارت اصلي
Since:حرف ربط
Since I was fourteen:عبارت قيدي

من زماني كه چهارده ساله بودم در تهران زندگي كرده ام.
8 – (wehter …. Or : چه ...... و يا ) ارتباط دهنده اي است كه در عبارت هاي قيدي به كار مي رود و بيانگر آن است كه (نه اين موضوع مهم است و نه آن يكي) و نتيجه در هر صورت يكي است به مثال زير توجه كنيد:

You ll have to finish your work whether you like it or not.
You ll have to finish your work:عبارت اصلي
whether - or:حرف ربط
you like it or not:عبارت قيدي

شما مجبوريد اين كار را تمام كنيد چه آن را دوست داشته باشيد و چه دوسته نداشته باشيد

اكنون به چند مثال ديگر از عبارت هاي قيدي توجه كنيد.
AS I was getting off the bus I saw Mary waiting for me.
I started learning English since I was 6 years old.
I couldn’t joni you since I was ill.
Mary was eating dinner when we arrived home.
Doctor should visit you whether you like or not.
You can enjoy exercising whether you are young or old.


نقش جمله


جمله ها چه به طور مجزا و چه در متن نقش هاي متفاوتي دارند. در زير شما با دو نقش زباني آشنا مي شويد.
1 – (Describing = وصف كرد) هنگام توصيف كردن نويسنده سعي مي كند اطلاعاتي را در مورد اشخاص، چيزها، مكان ها، فعاليت ها به خواننده بدهد. معمولاً د ر اين نوع توصيف كردن يكي از شكل هاي فعل to be با يك يا چند صفت همراه اسم بيان مي شود . مانند :
The heat is the strongest muscle in your body.
2 – (Explaining = توضيح دادن) نويسنده سعي مي كند تا با آوردن دليل يا ذكر جزئيات يا توضيح دادن در مورد چيزي يا مطلبي ، درك و فهم آن را براي خواننده آسان تر كند. مانند :
Exercise is important because it peoples boodies and minds healty.

تمرين :
پاسخ صحيح را از ميان گزينه ها انتخاب كنيد.
1. I have not seen mary …….she left here with her husband.
1) when
2) as
3) since
4) whether

2 . ……… The weather was not fine , we couldn’t go waling.
1) when
2) whether
3) neither
4) as

3 . Exercise is good for you …..you are fat or thin.
1)as
2)since
3) when
4) whether

4. ……..you aren’t able to answer, we may ask some one else.
1) keep
2) keeping
3)kept
4) keeps

5…….. you aren’t able to answer, we may ask some one else.
1) since
2) whether
3) when
4) or

6. she can touch her toes easily. It means she is very……..
1) flexible
2) reasonable
3) reliable
4) active

7. Having food with a lot of ……causes people extra weight.
1) nutrients
2) fat
3) water
4) vitamins

8. when we brath we take air into our …….and send it cut again.
1) muscles
2) vessels
3) heart
4) lungs

9 – He has a high opinion of himself. He is ….of himself.
1) perfect
2) efficient
3) proud
4) reliable

10 . Aerobic exercise helps the heart …..more oxygen to the muscles.
1) send
2) to sent
3) sent
4) sending

درس چهارم پیش دانشگاهی یک

درس چهارم :
مهارت هاي خواندن
(كاما- كولون

-...)

1- يكي از مهارت هاي خواندن درك روابط ميان بخش هاي مختلف يك جمله و جمله هاي متن از طريق علائم نشانه گذاري است در زير با مهمترين اين علائم آشنا مي شويد.
(,) كاما : كار اين علامت «جداكردن كلمات در يك ليست» مي باشد. اين علامت قبل و بعد از يك قضيه يا عبارت كه اطلاعات اضافي درباره يك اسم كه آن را دنبال مي كند مي آيد. (:) كولون : كار اين علامت معرفي ليستي از موارد مي باشد. همچنين براي «بيان كلمات دقيق شخص» يا به عبارت ديگر «نقل قول مستقيم از شخصي» به كار مي رود.
(؛) سمي كولون : كار اين علامت «جدا كردن دو قضيه اصلي يا بيشتر» به خصوص آن هايي كه بدون حرف ربط يا كاما هستند، مي باشد.
(-) دَش : به معناي خط تيره است. كار اين علامت «جداكردن يك عبارت از بقيه جمله» مي باشد كه به اين وسيله خلاصه مطلب يا نتيجه مطلب را نشان بدهد. همچنين خط تيره قبل يا بعد از يك عبارت جهت «دادن اطلاعات اضافي» به كار مي رود.
2 – معني برخي كلمه هاي ناآشناي موجود در متن را مي توان از طريق «تصاوير» و «تخيل» و «آشنايي با آن ها در زبان مادري» حدس زد.

دستور زبان

بحث گرامري اين درس درباره حروف ربط در عبارات قيدي مي باشد كه در زير به توضيح آن مي پردازيم.
الف) كاربرد so,such در عبارات قيدي
1 – به جملات زير توجه كنيد.
Most earthquakes are so weak that they cause almost no damage.
بيشتر زلزله ها آنقدر ضعيف هستند كه تقريباً هيچ آسيبي را سبب نمي شوند.
It was such a rainy day that we couldn’t go walking.
آنچنان روز باراني بود كه ما نتوانستيم به پياده روي برويم.
So,such در اين مثال ها به معناي «آنقدر و آنچنان» هستند و معناي قيد يا صفتي را كه بعد از آن مي آيد، شدت مي بخشند.
2 – so قبل از صفت يا اسم مي آيد و به دنبال آن يك that clause يعني جمله اي كه با that آغاز مي شود
So + صفت يا قيد+ that + …….
3 – such قبل از صفت همراه اسم مي آيد و به دنبال آن يك that claue مي آيد.
Such + صفت يا قيد+ اسم + that +………
ب) كاربرد too , enough در عبارات قيدي
1 – به جملات زير توجه كنيد.
The situation ofter the earthquake was too bad to explain.
وضعيت بعد از زلزله براي توصيف بسيار بد بود.
She isn’t old enough to go to school yet.
او هنوز به حد كافي بزرگ نشده كه به مدرسه برود.
كلمه enough بعد از صفت يا قيد در جمله قرار مي گيرد و حد كافي را مي رساند. كلمه too بر سر صفت يا قيد مي آيد و به آن شدت مي بخشد. Too در اينجا به معناي خيلي زياد مي باشد.
2 – كلمه enough به معناي كافي گاهي قبل از اسم مي آيد و در اين صورت نقش صفت را بازي مي كند مانند :
Enough money پول كافي
Enough experience تجربه كافي
3 – هنگامي كه enough بعد از صفت يا قيد در جمله بيايد بعد از آن مي تواند فعل به صورت مصدر با to قرار گيرد به صورت زير :
صفت يا قيد+ enough + toمصدر با + …..
به يك مثال ديگر توجه كنيد:
She is experienced enough to get this job.
او به حد كافي با تجربه هست كه اين شغل را بگيرد.
هنگامي كه در جمله too بر سرصفت يا قيد مي آيد معمولاً به دنبال آن فعل مصدري با to قرار مي گيرد. در اين صورت ظاهر جمله مثبت است ولي مفهوم آن منفي است.
Too + صفت يا قيد + toمصدر با + ……..
به اين مثال توجه كنيد:
I was too busy to talk to you last week.
من هفته گذشته خيلي گرفتار بودم كه با شما صحبت كنم. و يا بهتر است بگوييم «من هفته گذشته آنقدر گرفتار بودم كه نتوانستم با شما صحبت كنم.
4 – گاهي به دنبال too , enough كه بر سر صفت يا قيد آمده باشد، حرف اضافه for و يك مفعول اسمي يا ضميري مي آيد و سپس فعل مصدري با to نوشته مي شود. مانند
It is too hard for me to lave my family.
براي من خيلي سخت است كه خانواده ام راترك كنم.
5 – كاربرد that بعد از enough و too همراه يك جمله (مانند كاربرد that clause در توضيحات so, such) اشتباه است.

نقش جمله

1 – يكي از نقش هاي جمله «نام گذاري كردن » يا Naming است.گاهي اوقات نويسنده با يك توصيف كوتاه يا بلند به يك شخص يا يك شيء نام يا لقب مي دهد. اغلب در اين گونه جملات كلماتي مانند be called – named – known استفاده مي شود. مانند :
The scientific study of the earth is called geology.
2 – از ديگر نقش هاي جمله «فرضيه ساختن» يا «Hypothesizing» است. هنگام فرضيه ساختن نويسنده سعي دارد براي توضيح بيشتر چيزي كه نمي شناسيم يا نمي دانيم راهي را پيشنهاد دهد. اغلب در اين موارد از كلماتي مانند be thought- believed- estimated استفاده مي شود. مانند :
It is thought that about too shocks each year have this power they accrue in a populated area.

تمرين:
گزينه صحيح را انتخاب كنيد.
1- peter is not ………to get this job.
1) experienced enough
2) such experienced
3) too experienced
4) so experienced

2 – The weather was …. That we decided to stay at home.
1) such, cold
2) so cold
3) cold enough
4) too cold

3 – It was …. Test that half of the students couldn't pass it.
1) so hard
2) such a hard
3) hard enough
4) too hard

4 – Sorry , I couldn’t call you, I was ….. busy yesterday.
1) so
2) such
3) enough
4) too

5 – Do you have …. Money to buy this car ?
1) too
2) so
3) such
4) enough

6 – Emergency numbers are easy enough …. Them.
1) remember
2) to remember
3) remembered
4) remembering

7 – The instruction was ….. that even children could learn it easily.
1) so simple
2) every simple
3) too simple
4) simple enough

8 – This suitcase is too heavy for me ……..
1) lift
2) to lift
3) for lifting
4) to lifting

9 – Most of the earthquakes are too light to be ….
1) floated
2) rattled
3) located
4) occurred

10 – scientists can not still……..the exact area and time of an earthquake.
1) exist
2) destruct
3) predict
4) provide

پاسخ:
سوال پاسخ سوال پاسخ
1 1 6 2
2 2 7 1
3 2 8 2
4 4 9 3
5 4 10 3